X
تبلیغات
رایتل
نگار من که به مکتب برفت و خط بنوشت .... بالاخره دفاع کرد

امروز یکی از زیباترین روزهای عمر من بود. روز دفاع سربلندانه ی رزیتا از پایان نامه ی کارشناسی ارشدش.

بعد از تلاش طولانی مدت، مقاله دادن ها و توسعه ی الگوریتم های جدید و پیاده سازی نرم افزاریشون، پایان نامه نوشتن ها و دوباره نوشتن ها و استخراج چندباره ی مدل و ...

تا استادش بالاخره رضایت بده و اجازه دفاع صادر کنه.

شب بیدار موندن ها و پینه های مچ دستش...

تا این دم آخری ... دو تا مقاله ی ISIش که اونا هم از برکت ا.ن و تحریم ایران، به دردش نخوردند.


خوش حالم به چند دلیل:

اول اینکه، با پایان دوره ی کارشناسی ارشدش، سمت و سوی کارهای آینده شو پیدا کرده و برای ادامه ی مسیر کسب دانش، نقشه ی راهی ترسیم کرده.

دوم اینکه، این سه سال، از رزیتا به حق یک محقق قابل ساخت و روش تحقیق رو به خوبی فرا گرفت و مخصوصن دید ابسترکشن خوبی نسبت به فیلدش پیدا کرد.

سومین و شاید مهمترین دلیل خوش حالی من، تشنگی بیشتر او برای ادامه ی تحصیله و موتوری که تازه گرم شده.


امروز روز زیبایی بود و چیزی که بر زیبایی امروز می افزود، حضور گرم و پر از مهر دوستان عزیزمون بود، که همه تا اون ور دنیا!! اومده بودند، تا به ما دوباره نشون بدن که چقدر خوشبختیم و هیچ وقت تنها نیستیم.

از همگی صمیمانه سپاس گزارم.


رزیتای عزیزم، مجددن موفقیتت رو تبریک می گم و بهت افتخار می کنم.