X
تبلیغات
رایتل
برخورد با مسائل

یکی از تفاوت های بزرگ من و رزیتا توی چگونه گی برخورد با مسائل و مشکلاتیه که بعضن یک عامل بیرونی دارند و خودمون اون مسئله رو ایجاد نکرده ایم.

من معمولا یا اون قدر رادیکال عمل می کنم (احمدی نژادیسم)، که از پس اون مشکل چندها مشکل دیگه ایجاد می شه. مثلن می رم توی برجک طرف و یه حال گیریه اساسی می کنم. توی اون لحظه آرومم می کنه ها. ولی بعد از اون توپ دیگه توی زمین اون شخصه و هر کاری می تونه بکنه با توپ و این بازی ادامه داره.

یا اینکه اون قدر نرمش نشون می دم (خاتمیسم!!) که دیگه شورشو در می آرم. یارو دفعه ی چندمینشه که داره به اعصابم گند می زنه و من همچنان با لب خندی پاسخ گوی او هستم. در صورتی که مث یه دیگ جوشانم. از درون دارم خودخوری می کنم که ای کاش فلان حرف رو زده بودم و ای کاش بهمان کار رو کرده بودم. ریشه ی این نوع رفتارم نمی دونم چیه. شاید برای اینه که روی کم طاقتیه خودم سرپوش بزارم تا کسی نفهمه. یا اینکه دارم تمرین غلطی می کنم برای عاقل شدن و صبور ماندن.

ولی از شیوه های حل مساله ی رزیتا خیلی خوشم می آد. اون اصلن با طرف مقابل وارد مسابقه و یا حتا دعوا نمی شه که بخاد بعد از ضربه ی اول اون شخص، نگران ضربه ی دومش باشه. نگران این باشه که من توپ رو انداختم توی زمینش و نکنه که فلان کار رو بکنه و بهمان حرکت رو. معمولا اول روی علل حرکت اون آدم خوب فکر می کنه و اینکه من چه کرده ام که پس از مدتی حاصلش این شده، به اصطلاح من اول مساله رو خوب درونی می کنه. بعد از اون به شیوه ی business man ها، محاسبه ی cost - benefit می کنه و حرکتشو انجام می ده.

همیشه به من میگه که وقتی یکی وسط شطرنج بازی کردن، جر زنی می کنه، یا مثلا بازی رو به دعوا می کشونه، دلیلی نداره که باهاش آشپزی نکنی!


کلا انتقادی که به من می کنه اینه که تو یا طرف رو کامل حذفش می کنی از دایره ی اطرافیانت، یا بهش اجازه می دی توی تموم سوراخ سمبه هاتم سرک بکشه و نظر بده! یعنی برای اطرافیانت حوزه هاشونو مشخص نمی کنی و تموم پورت هاتو باز میزاری. معلومه مورد حمله قرار می گیری.

بگذریم. زیاده روی کردم