X
تبلیغات
رایتل
دوستان همیشه خندان من

نمی دونم تا حالا این حس رو داشتید که اتفاقی و غیر منتظره یکی از دوستاتونو توی وب پیدا کنید یا نه. برای من که زیاد پیش اومده. دیروز هم یکی دیگه از اون روزها بود که بلاگ دو تا از دوستای دیگه مو پیدا کردم و بسیار مسرور شدم.

داشتم دنبال یه عکس از میرحسین می گشتم! واسه پست قبلیم، که یه هو رفتم توی سایت/بلاگ حمیدرضا و آزاده، زوج خوش بختی که توی پیک آسا با هم همکاریم. دو تا از اون امیرکبیریای ناب دوستداشتنی. (البته تصور من اینه که وقتی می گم امیرکبیری، نیازی نیست صفات دیگه شونو بگم. امیرکبیریا بسیار سرخوشند، صاف و بی غل و غش اند، منتظرن یه چیزی پیش بیاد تا یه جوری ربطش بدن به سیاست و آخریشم اینه که توی نگاه همه شون یه غمی پنهانه از زجری که کشیدن تا نمره بگیرن و فارغ التحصیل شن. )

اما این دو تا، همیشه دارن می خندن. از اون آدمایی اند که هر وقت نگاشون می کنی دلت شاد می شه. نمی دونم حمید به آزاده کشیده و خندون شده، یا آزاده به حمید.

ضمنن هر دوشون خوب می نویسن. سری بزنید.

یه عکس هم ازشون می زارم اینجا واسه یادگاری



موسی