X
تبلیغات
رایتل
آخ ...

از وقتی که با "نامجو" آشنا شده ام، 4 سال می گذره. با آهنگ "عقاید نوکانتی". همه ی عشقم هم اون آخرش بود که "شاید که آینده، از آن ما".


هنوز توی موسیقی به جایگاهی نرسیده ام که مث یه کارشناس پامو روی پام بندازم و یه بادی هم به صدام و در حالیکه دستامو به هم قفل کرده ام، سعی کنم، زرت و زرت ایراد بگیرم. نه. با یه آهنگ که حال می کنم می گم قشنگه و اگر هم حال نکنم، می زارمش کنار تا زمانش برسه و بتونم زیبایی هایی که اون اهنگ داره رو کشف کنم. تا زمانش برسی و باهاش ارتباط برقرار کنم.


بگذریم. نامجو رو دنبال کردم. تا این آخری.

چند وقتی هست که دارمش. نمی رسیدم گوش بدم. یا معمولن همون دو سه تا تراک اولیشو گوش می دادم. دیروز بار اولین بار همه شو پشت هم گوش دادم. دومین بار ... چندمین بار ...

شب که می خاستم بخابم دو سه بار دیگه آهنگ Cielito Lindov ، رو گوش کردم. از نظر بسیاری از کسان، بهترین آهنگشه. آکاردئون بی نظیری می زنن توش. تلفیق موسیقی اسپانیایی و ایرانی.

من از "همش"، بیشتر از بقیه خوشم اومده. "گلادیاتورها"ش هم باحاله. می خندی و آخرش هم دقیقا حسشو درک می کنی. می خواد نعره بزنه. از خشم...

با "بی نظیر"ش حال نکردم. احساس بدی بهم دست داد. هنوز ظرفیت شنیدنو ندارم. !! ؟؟


من مسلمونم. اما از اینکه نامجو "شمس" رو خونده، اصلا ناراحت نشدم. هیچ حس توهینی توش حس نکردم. تا وقتی که برامون خط بکشند و برامون قالب های نحس، بزارن، هیچ چیزی نخواهیم شد.

نامجو موسیقی سنتی رو می شناسه. حالا ساختارش رو شکسته و به ما که بدون شناخت از موسیقی (البته زیبای) سنتی طرفداری می کنیم، درس بزرگی داده. که اگر می خواهیم رشد کنیم، باید از قالب بیرون بیاییم. باید بشکنیم ساختارها رو.

از خلاف آمد عادت بطلب کام که من     کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم      (حافظ)


خلاصه که، شنیدنش رو به همه تون توصیه می کنم.


موسی